شعر وداع ... می روم خسته و افسرده و زارسوی منزلگه ویرانه خویشبه خدا می برم از شهر شمادل شوریده و دیوانه خویشمی برم تا که در آن نقطه دورشستشویش دهم از رنگ نگاهشستشویش دهم از لکه عشقزین همه خواهش بیجا و تباهمی برم تا ز تو دورش سازمز تو ای جلوه امید حالمی برم زنده بگورش سازمتا از این پس نکند باد وصالناله می لرزد ،می رقصد اشکآه بگذار که بگریزم مناز تو ای چشمه جوشان گناهشاید آن به که بپرهیزم منبخدا غنچه شادی بودمدست عشق آمد و از شاخم چیدشعله آه شدم صد افسوسکه لبم باز بر آن لب نرسیدعاقبت بند سفر
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
گاهی یادمان می رود ... هیچكس خودش را در هیچ رابطه اى مقصر نمیداندهمه ى ما آنقدر غرور داریمكه همیشه حق را به جانبِ خودمان می دانیماز نظر خودمان، فرشتگانى هستیم،كه داشتیم زندگیمان را می كردیمكه یک نفر آمدو ما را با خاک یكسان كرد و رفت...داخلِ شعرهاداخلِ متنها می گردیمدنبالِ جمله اى كه طرف مقابل را بكوبد وما را مظلوم ترین آدمِ دنیا نشان دهد...گاهى یادمان میرودآدمى كه الان می خواهیم سر به تنش نباشد،تا دیروز پُزَش را به عالم و آدم میدادیم!
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی

About Me

برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی

About Me

برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
هیچكس خودش را در هیچ رابطه اى مقصر نمیداند
همه ى ما آنقدر غرور داریم
كه همیشه حق را به جانبِ خودمان می دانیم
از نظر خودمان، فرشتگانى هستیم،
كه داشتیم زندگیمان را می كردیم
كه یک نفر آمد
و ما را با خاک یكسان كرد و رفت...
داخلِ شعرها
داخلِ متنها می گردیم
دنبالِ جمله اى كه طرف مقابل را بكوبد و
ما را مظلوم ترین آدمِ دنیا نشان دهد...
گاهى یادمان میرود
آدمى كه الان می خواهیم سر به تنش نباشد،
تا دیروز پُزَش را به عالم و آدم میدادیم!
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی

برف را دوست دارم
چون زندگی میسازد
برای یک آدم برفی...
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
گذشته هایت را ببخش
زیرا آنان همچون کفش های کودکی ات
نه تنها برایت کوچک اند
بلکه تو را از برداشتن
گام های بزرگ باز می دارند...

برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
گاهی تنهایی بغضی می شود در گلو وقتی که دردودل هایت در دلت انبار شده اند و زیر لب ...دنیا را نفرین می کنی ...
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی

برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
الان بزرگ شدیم ،ولی اینبار غما اونقدر زیادن که هر چی بزرگ تر میشیم یادمون نمیره فقط کنج قلبمون موندگار میشن و شب که میشه اشک میشن رو گونه هامون ...
کاش بزرگ نمی شدیم...
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
یکی که توی اوج خوشبختی یک روزه از زندگی سیر میشه...
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی
روز مادر مبارک
برچسب:
نویسنده: میلاد نوروزی